درباره مدیریت دانش

با توجه به اهمیت مبحث تجربه نگاری و همچنین جا انداختن فرهنگ تسهیم دانش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آغاز فعالیت خود در سال 1396 تا به اکنون تاکید زیادی بر مدیریت دانش در این سازمان داشته است. بر همین اساس سعی ما بر این بوده تا افراد در موقعیت‌های شغلی متفاوت، دانش و تجربه‌ی خود را به شکل‌های متفاوت و به نحوی که قابل انتقال به نسل‌های آینده در این حوزه باشد، ثبت و ضبط نمایند.

به منظور تسهیل دسترسی به کلیه اطلاعات جمع آوری شده، تمامی آن ها در قالب‌های مختلف از جمله نوشتار، ویدیو، پادکست و… در سایت مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی به نشانی https://saramad.farhang.gov.ir/fa/modiriatdanesh جمع‌آوری شده و به تدریج هم کامل خواهد شد.

هدف از راه اندازی این سایت و تکمیل تدریجی دانش و اطلاعات مورد نیاز در طول زمان، این است که سایت مذکور به مرجعی ارزشمند از تجارب افراد فعال در فضای مجازی تبدیل گردد و علاقمندان به موضوعات ذکر شده و همچنین فعالان این حوزه بتوانند از این گنجینه‌ اطلاعات بهره‌مند شوند.

سخن وزیر

سخن گفتن از عصر فضای مجازی و دیجیتال، از ابعاد مختلف با سئوالات متنوعی همراه است و تصویر ما از این موضوع بر نوع برخوردمان با آن اثر خواهد داشت. یکی از پرسش‌های اساسی این است که آیا عصر سایبری در ادامه عصر مدرن است یا این‌که دوره جدیدی از جهان انسانی را رقم زده است؟ یعنی همان گونه که هر دوره برگ جدیدی از زندگی بشری بوده، عصر فضای مجازی و سایبری هم برگ جدیدی از حیات بشری است یا بالاتر از آن منجر به جهان نوینی شده است؟ و آیا می‌توان جهان را به دو دوره «پیشاسایبر» و «پساسایبر» تقسیم کرد؟ هر کدام از این تبیین‌ها نوع مواجهه ما را تغییر می‌دهد.

علائمی وجود دارد که دیگر نمی‌توان عصر سایبری را در ادامه عصر مدرن دانست. امروزه قیامت صغری و جهان تازه‌ای در حال شکل‌گیری است. به نظر می‌آید ما وارد جهان جدیدی شده‌ایم که اشیا و خودِ انسانی، معانی دیگری و جایگاه جدیدی یافته‌اند. در عصر فضای مجازی رابطه انسان با جهان پیرامون دستخوش تغییرات فراگیر و عمیق شده و زمان و مکان از سیر خطی خارج گردیده و در مداری شبکه‌ای قرار گرفته‌است، رابطه انسان با انسان نیز دگرگون شده و جهان ارتباط نوینی در روابط انسانی پدیدار گشته است. هم‌چنین امروزه باید از هویت چندپاره وجودی در جهان سایبری سخن گفت، این‌که خود فردی و جمعی انسانی در آشوب داده‌های متراکم و آشفته، متلاطم و سرگردان دیده می‌شود.

در همین راستا رابطه انسان و حکومت نیز طی رخدادهای وسیع یادشده، در حال دگرگونی است. ما در حال ورود به مراحل جدیدی از حکمرانی هستیم و رابطه دولت_ ملت تغییرات شگرفی یافته و ابزارهای حکمرانی سنتی فروپاشیده است.

همه این نکات به ما می‌آموزد که عصر سایبری، جهان نوپدیدی برای انسان رقم زده و مسائل جدیدی نیز برای مواجهه با آن نیاز است. اگر در مواجهه با عصر سایبر و فضای مجازی تاخیر زمانی داشته باشیم، عقب ماندگی تاریخی و عظیمی رخ خواهد داد. لکن اگر فرصت‌شناسی کرده و زمانه خود را دریابیم، می‌توانیم در پی مواجهه هوشمندانه و اندیشمندانه با این تحول حتی عقب‌ماندگی‌های گذشته را هم جبران کنیم. با این نگاه مسئله فضای مجازی و فضای سایبری مسئله کوچکی نیست.

بدون تردید یکی از پیامدهای این تحولات، تغییر تعاریف، ساختارها و کارکردهای سازمان‌هاست و عرصه فرهنگ، هنر و رسانه و نیز سازمان‌های فرهنگی، آن بخش از زیست فردی و اجتماعی بشری است که زودهنگام‌تر و تأثیرپذیرتر از سایر عرصه‌ها و سازمان‌ها دستخوش تغییرات و تحولات ناشی از تحولات فضای مجازی شده و خواهند شد. به نظر می‌رسد سازمان‌های دولتی ما باید پوست‌اندازی کرده و خود را برای دوره جدید آماده کنند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مهم‌ترین متولی فرهنگ در کشور نیازمند بازنگری جدی در سیاست‌ها، اهداف، وظایف، برنامه‌ها و رویدادهاست. از این‌رو ما به یک وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی2 نیازمندیم؛ چرا که  سیاست‌ها و ساختارهای دهه‌های قبل در عصر جدید دیگر پاسخگو نیست.

بر همین اساس و با نگاه به چنین افقی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم، برنامه تحول سازمانی خود را در اواخر سال 1397 و با آغاز دوره‌ی جدید مدیریتی در مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی تدوین کرد. البته این برنامه فقط در مرحله تدوین باقی نماند و بلافاصله از اوایل سال 1398 عملیاتی‌سازی آن در قالب پنج کارگروه تخصصی آغاز شد. در اواخر سال 1399 و همزمان با شیوع جهانی ویروس کووید19 اهمیت این برنامه به شدت افزایش یافت و با همت بالاتری مراحل اجرایی‌سازی آن پیگیری شد. 

آنچه در این کتاب روایت شده، در نوع خود اولین تجربه‌نگاری سازمانی در سطح یک دستگاه بزرگ فرهنگی و بلکه در میان دستگاه‌های حاکمیتی کشور است. امید آن‌که این تجربه‌نگاری، دستمایه‌ای برای شکل‌گیری تحولات نوین سازمانی در عرصه فرهنگ، هنر و رسانه باشد.

در پایان از اهتمام جناب آقای دکتر بهمنی رئیس مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی و مدیران و همکاران آن مجموعه سپاس وافر دارم که با برنامه‌ریزی عالمانه و مدیریت پیگیرانه و هم‌گرایانه در تحقق این مهم کوشیدند و راه‌هایی نارفته را در دسترس قرار دادند.

هم‌چنین از معاونان، روسای سازمان‌ها، مدیران و تمامی همکاران در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکر ویژه دارم که در مدیریت و اجرای عملیاتی این برنامه تحول، همدلی و همکاری بی‌دریغ داشتند.

امیدوارم با عنایات ربوبی در پرتوی این اقدامات، ظهور آرمان‌های انقلاب اسلامی در عرصه‌های فرهنگ، هنر و رسانه فراهم‌تر گردد.

 

سید عباس صالحی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

سخن رئیس مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی

  1. اگر مراکز پژوهشی و دانشگاهی حوزه فرهنگ و نیز مدیران و کارگزاران سازمان­ های فرهنگی، دو گروه موثر در تحولات فرهنگی هر جامعه فرض شوند، می­ توان از یک مسئله مهم و مزمن به نام ضعف تعامل و داد و ستد دانشی میان این دو گروه سخن به میان آورد. دانش حوزه فرهنگ و سیاست‌گذاری فرهنگی را می­ توان در دو عنوان کلی، شامل «دانش آشکار» و «دانش ضمنی و تجربی» طبقه­ بندی کرد. بدون تردید تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار و عرضه آن به جامعه علمی ضمن عرضه مسائل مبتلا به عرصه فرهنگ به دانش­ پژوهان و مراکز علمی، هم به غنای علمی حوزه سیاست‌گذاری فرهنگی کمک خواهد کرد و هم در آینده نظام مدیریتی حوزه فرهنگ را از نقدها و نظریه­ پردازی­ های ناظر به آن مسائل برخوردار خواهد ساخت.
  2. تحولات عصر فضای مجازی، عناصر، بازیگران، فرآیندها و الگوهای رفتاری سازمان­ های فرهنگی را به شدت تحت تأثیر قرار داده است به گونه‌ای که اکنون باید از یک زیست بوم نوین در حوزه سیاست‌گذاری و مدیریت فرهنگی سخن به میان آورد. در چنین شرایطی، بدون تردید نمی­ توان به دانش ذهنی مراکز علمی و منابع نظری حوزه فرهنگ و سیاست‌گذاری فرهنگی اکتفا کرد و لذا تجربه­ نگاری برنامه‌ها و اقداماتی که به نوعی در محل تلاقی امور فرهنگی و مسئله فضای مجازی قرار دارند، می­ تواند با اهمیت تلقی شود.
  3. اگرچه در مرور الگوی سیاست‌گذاری فرهنگی در تجربه چهل سال اول جمهوری اسلامی ایران، می­ توان قوت­ ها و ضعف ­های مشهود و نامشهود را فهرست کرد. اما تحولات فناورهای فرهنگی و ارتباطاتی در چند سال اخیر و تحولات چند برابری به لحاظ حجم و سرعت در سال­ های پیش­رو به گونه­ ای است که بسیاری از ذخیره­ های دانشی و تجربی چندان قابلیت استمرار و بهره­ برداری ندارند. علاوه این که، دستگاه بزرگ و پر اهمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در همان شرایط کلاسیک و ماقبل تحولات مجازی و سایبری هم، همواره با چالش ­ها و دشواری­ های فراوانی در امور سازمانی و مدیریتی و اجرایی مواجه بوده است.
  4. به مجموعه مسائل و گزاره­ های توصیفی فوق، دو چالش خاص و کم­ نظیر را هم باید افزود: نخست؛ شرایط و دشواری­ های ناشی از محدودیت­ های تحریم اقتصادی، مالی و پولی که بر فضای فعالیت­ های فرهنگی و به ویژه تعاملات و ارتباطات فرهنگی گستره بین ­المللی و نیز بر قدرت خرید و مصرف فرهنگی در گستره ملی و محلی، سایه سنگینی را افکند. و دوم؛ شیوع فراگیر کرونا در ایران و جهان که تاثیر منفی فراوانی بر تولید و مصرف فرهنگی بر جای گذاشت.
  5. در چنان شرایط پیچیده­ ای، پیرامون موضوعِ «برنامه تحول وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر پایه تحولات فضای مجازی»، دو نوع نگاه می­ توانست مطرح شود: نگاه اول؛ تحول در شرایط پیش ­گفته را غیرممکن دانستن و عدم ورود به آن. و نگاه دوم؛ ضرورت شتاب گرفتن برای تدوین و اجرای برنامه تحول به دلیل حادث شدن همان شرایط.
  6. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در اواخر سال 1397، راه دوم را برگزید. طراحی و عملیاتی­ سازی برنامه تحول متاثر از تغییرات و تحولات فضای مجازی، تکلیفی شد که از سوی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را به مرکز فناوری اطلاعات و رسانه­ های دیجیتال سپرد. چرا که اصل دورنگری نسبت به این موضوع را ایشان در سال 1396 در برنامه­ ای که برای اخذ رأی اعتماد به مجلس تقدیم کرده بودند، پیش­ بینی و تمهید کرده بودند. به طوری که در مجموعه کلان ­برنامه­ های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشخصاً برنامه­ ای تحت عنوان «هوشمندسازی فرهنگی» گنجانده شود بود.
  7. علاوه بر آن، مرکز ملی فضای مجازی نیز تحولات فضای مجازی را به گونه ­ای تفسیر کرده بود که مهم‌ترین و موثرترین آثار و پیامدهای تحولات مذکور را پیامدهای فرهنگی و اجتماعی دانسته و همین تحلیل و تفسیر سبب شده بود که آن مرکز، ضمن مکاتبه ­ای مفصل، چالش­ های تحولات فناورانه و فضای مجازی برای عرصه فرهنگ و مشخصاً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به رئیس جمهور محترم منعکس نموده و خواستار تمهید برای آن مسئله شده بود. همچنین شورای ‌عالی فضای مجازی در جلسه مورخ 26 فروردین 1398، هشت دستگاه (شامل 4 دستگاه فرهنگی و 4 دستگاه آموزشی) از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مکلف به تدوین و اجرای برنامه تحول سازمانی می­کند.
  8. از آنجا که تحولات فضای مجازی، اساساً مقیاس‌ها در حرکت فرهنگی و تمدنی را دچار تغییر کرده است، لذا برنامه تحول سازمانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دیگر نمی ­توانست و نباید یک تحول ساختاری و تشکیلاتی صرف تعریف شود. بلکه تدوین برنامه تحول وزارت‌خانه، می­بایست ناظر به عمده ­ترین تغییرات یعنی تغییرات و تحولات در مناسبات تمدنی و اجتماعی و مناسبات بین­ المللی متأثر از تحولات فضای مجازی تعریف شود. چنین رویکردی، چون فراتر از رویکردهای فنی، زیرساختی، اقتصادی و امنیتی است، لذا مبتنی بر این رویکرد، ماهیت مدیریت در فضای مجازی مشخصاً پایه و ماهیت فرهنگی پیدا می‌کند. به عبارت دیگر از این منظر اساساً برنامه تحول مبتنی بر تحولات فضای مجازی، (حتی در یک سازمان غیرفرهنگی نیز) برنامه­ ای از جنس تحول فرهنگی می‌تواند محسوب شود.
  9. اگرچه مرکز فناوری اطلاعات و رسانه­های دیجیتال که اکنون آن را مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی می­نامیم، متکفل تدوین و اجرای برنامه است، امّا برنامه به سرعت در کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امتداد پیدا کرد. به گونه­ ای که از آثار اجرایی شدن برنامه، به غیر از تغییر نام مرکز (که در واقع نوعی تغییر ماهیت و کارکرد است)، این شد که مرکز مذکور، به عنوان «پیشران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» تعریف شود.
  10. به لحاظ محتوایی، «ارکان برنامه تحول» را (که عملاً از اوایل تیرماه 1398 با ابلاغ جناب آقای وزیر، رسمیت یافت)، در این چند محور می ­توان معرفی کرد:
    • تحولات فضای مجازی و الگوی نوین مدیریتی و ساختاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
    • تحولات فضای مجازی و توسعه کسب‌وکارهای فرهنگی، هنری و رسانه ­ای؛
    • تحولات فضای مجازی، فرهنگ عمومی و گسترش تولید و نشر محتوا در فضای مجازی؛
    • تحولات فضای مجازی، خدمات فرهنگی و توسعه سامانه ­ها و پلتفرم­ های فرهنگی، هنری و رسانه­ ای.
  11. به لحاظ روشی و فرآیندی در تدوین و اجرای برنامه تحول هم به چند ویژگی می­ توان اشاره کرد:
    • مسئله­ محوری در تدوین اقدامات عملیاتی ذیل برنامه؛
    • ایجاد امتداد سازمانی برای ارکان محتوایی برنامه در همه بخش­ های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
    • اولویت­ بندی و کاربست شیوه کارسپاری و پیگیری مستمر روزانه و گزارش­ دهی هفتگی در فرآیند اجرای برنامه؛
    • حفظ و تقویت ظرفیت­ ها و قوت­ های فعلی مرکز توسعه فرهنگ و هنر به عنوان دبیرخانه مرکزی تدوین و اجرای برنامه و ظرفیت­ ها و قوت­ های سایر بخش­ های وزارت‌خانه به عنوان بستر اجرای برنامه.
  12. گزارش تجربه­ نگاری تدوین و اجرای این برنامه تحول، زمانی عرضه می ­شود که اگرچه بخشی از نتایج ملموس آن قابل مشاهده و سنجش است، اما بی­ شک بخشی از نتایج در ماه­ های پیش­رو و بخش مهم پیامدهای آن در سال­ های آینده نمایان خواهد شد. بنابراین همین کتاب می ­تواند ویرایش دوم و سومی داشته باشد که طبعاً باید آن را به بعد موکول کرد.
  13. آنچنان که در متن کتاب هم اشاره شده است، در کنار این تجربه، تجربه سایر دستگاه­­ های فرهنگی (که به اجمال به آنها اشاره شده است) نیز حتما خواندنی و شنیدنی خواهد بود که امید می ­رود نگاشته و عرضه شود.
  14. وظیفه دارم صمیمانه از همه همکاران محترم در مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی و موسسه تارا و موسسه فهم و نیز معاونین و مدیران وزارت متبوع و همکاران گرانقدری که در بخش­ های مختلف وزارت‌خانه ولو به قدر اقبال نشان ‌دادن همراهی کردند سپاسگزاری نمایم. روشن است که رهنمودها، حمایت­ ها و مانع ­زدایی­ های استاد گرانقدرم آقای دکتر سیدعباس صالحی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهم‌ترین محرک این مسیر سخت و دشوار بود، از ایشان هم خاضعانه تشکر می­ کنم. از جناب آقای دکتر فیروزآبادی، رئیس محترم مرکز ملی فضای مجازی، هم به نمایندگی از همه همکاران آن مجموعه و هم به نمایندگی از همکاران محترم در سایر دستگاه­ های موثر هم سپاسگزارم.

 

مرداد ماه 1400

محمدرضا بهمنی

رئیس مرکز توسعه فرهنگ و هنر در فضای مجازی